شهاب الدين احمد سمعانى

478

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

52 . - المبدئ المعيد آغازكنندهء جهان ، و پيداكنندهء نهان . كهنه را نوسازنده ، و گذشته را / a 160 / باز آرنده . و هر آنكه او اعتقاد كرد كه او را اعادتى در پيش است حشرى و نشرى و سؤالى و جوابى و حسابى و عقابى ، شب و روز بىقرار است و دم‌به‌دم و نفس به نفس مشغول و مستغرق كار است . فَكَيْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيهِ وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ . 1 يحيى بن معاذ گفت : لو ضربت السّماوات و الارض بهذه السّياط الثّلاث لانقادت خاشعة فكيف ابن آدم الموت و الحساب و النّار . اين مشت خاك را كارى عظيم در پيش است خلقتم لامر عظيم ميزان مترجّحة 2 و قيامة لا توصف ، و قبركما تعرف ، و الحقّ يقول يريد اللّه بكم اليسر . قطعا چنين است من عرف اللّه طالت 3 مصيبته . چه وجودى است اين وجود آدمى ، موجودات ديگر همه از بلاى او در خطرند . فرداى قيامت آفتاب را بيارند و به تازيانهء ادب بيرون گذارند و در عرض‌گاه اين سياست بدارند كه تو بودى كه خلق را به سجده كردن فرمودى ؟ و آمده است كه آفتاب از خجالت فروريزد كه از نور و بهاى او اثر نماند ، إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ نقاب خجلت است كه به روى بندد ، گويد : اند هزار سال است تا من خود در زخم و ضربت خليل بودم طاقت اين عتاب چگونه دارم ؟ نه روى خاموشى نه روى گفتار . به زان نيايد كه جامهء مصيبت درپوشم و در مصيبت به جامهء سياه قناعت كنم . هنوز اين سياست در